در اين کليپ صحبتهاي آتشين شهيد ديالمه درباره ميرحسين موسوي و همسرش زهرا رهنورد . البته که بسياري مي پنداشتند انحراف اين دو منحصر به اين ايام و خصوصا سال هشتاد است اما اين فايل ثابت مي کند که نه . اين انحرافات ريشه اي دراز دارد . ريشه اي به بزرگي دروغهاشان .

شايد براي نسل سومي ها اين اسم زياد آشنا نباشد . او که در اين ايام به دليل شکسته شدن سکوت چند ده ساله صدا و سيما معروف شد و اسمش سر زبان ها افتاد بصيرتي بي بديل داشت . خيلي ها او را عمار خميني مي نامند . سايتي که به نام آن شهيد ساخته شده دیالمه اطلاعات کاملي درباره اش دارد و البته در آخر همين مطلب سعي شده اطلاعاتي در رابطه با اين شهيد بزرگوار گذاشته شود ...
اين کليپ صوتي که با متن زير شروع مي شود مدرکي محکم براي اثبات انحراف ريشه اي موسوي و زهرا رهنورد است .
- قسمتی از سخنرانی : " همين الآن افرادي براي بعضي وزارتخانه ها کانديدا هستند که به اعتقاد من خط فکريشان درست نيست ولي متاسفانه نميتوانم کاري کنم. فقط ميتوانم به اندازه يک رأي مخالف به آنها بدهم، کار ديگري نميتوانم بکنم. يکي از نمونه هايش را که ميتوانم به شما بگويم و آن هم آقاي موسوي است، سردبير روزنامه جمهوري اسلامي. "
فروپاشی آمریکا حتمی است، زمانش را نمیدانیم امّا چرخهی صعود و نزول تمدنها و شواهد، نشان از مرگ آمریکا دارد؛ یک مرگ تدریجی! و این نوشته شامل ۲۰ دلیل در اثبات این موضوع است که آمریکا روح خود را از دست داده و فروپاشی آن حتمی است.
«ماکسیم گورکی» نویسندهی معاصر روسی پس از مسافرتی به آمریکا، این سرزمین را «شهر شیطان زرد» نامید؛ عرصهی عصیانگری انسان، محل نماهای سر به فلک کشیده، تناقض قدرت و ضعف بشریت که در نمای بستهی انسانی در پای برجهای عمودی ترسیم میشود و بدین ترتیب او در پیش پای برساختهاش به ضعف میافتد. آمریکا محل مغالطهی وهمآلود آزادی، توحش و سراب توهم سعادت بشری است که قانون صعود و نزول تمدنها گمانهی فروپاشیاش را تقویت میکند. گمانهای که پیشتر از این، پایگاه اینترنتی «مارکتواچ» نیز بر اساس آن گزارش تحلیلی خود را منتشر کرد. این پایگاه که در گذشته به عنوان «سیبیاس مارکتواچ» شناخته میشد و با شبکهی تلویزیونی «سیبیاس» آمریکا همکاری داشت، گزارش خود را در خصوص از دست رفتن روح سرمایهداری آمریکا و حتمی بودن فروپاشی این کشور به صورت زیر آغاز کرد:
این گزارش نبرد برای حفظ روح سرمایهداری را پایان یافته دانسته و نوشته است:
«روح سرگردان سرمایهداری مُرد و شاید بدتر از آن، ما روح آمریکا را از دست دادهایم و در سراسر جهان عواقب آن فاجعهبار خواهد بود» و بدین ترتیب مردی همچون «مارک فابر»[۱] سوییسی در ماهنامهی سرمایهگذاری خود تحت عنوان گزارش«The Gloom Boom & Doom» هشدار داد: «با سقوط نظام سرمایهداریمان همانگونه که امروز میدانیم، آینده... فاجعهای تمام عیار خواهد بود.»[۲]
پیشبینی فروپاشی آمریکا بر مبنای گزارههای منطقی و دلایلی صورت گرفته که در نهایت نزدیکی افول آمریکا را اثبات میکنند. درحالیکه زمان وقوع چنین رویدادی مشخص نیست اما وقوع آن حتمی به نظر میرسد. جوامع فرو خواهند پاشید چرا که قادر نخواهند بود پیش از وقوع این حادثه برنامهریزی داشته باشند. آنها نمیتوانند زمانی که یک بحران رخ میدهد، با سرعت کافی عمل کنند. هنگامی که یک بحران رخ میدهد، آنها غافلگیر میشوند در حالی که نباید چنین باشد. اما دیگر دیر شده است. تمدنها در سراشیبی رکود هستند. بنابراین، مرگ یک جامعه ممکن است تنها یک یا دو دهه بعد از اینکه میزان جمعیت، ثروت و قدرت آن به اوج خود میرسد، شروع شود.
اینک همچون گزارش «مارکتواچ» امّا این بار در نخستین ماههای سال ۲۰۱۱ و در داخل مرزهای جمهوری اسلامی گزارشی دیگر با توجه به دلایلی گوناگون چنین آغاز میکند:
«۲۰ دلیل در اثبات این موضوع که آمریکا روح خود را از دست داده و فروپاشی آن حتمی است.»
ادامه مطلب...
«سیاست ما باید در خدمتِ مردم باشد . این هدف و مبنای ماست.»
بعد از گفتن ِ این جمله، آقا در جایی دیگر عینِ این عبارت را به کار برد :«مسئولان نوکرِ مردم اند. در نظام های طاغوتی مردم دارای حقِ حقیقی نیستند حال آن که در نظام ِ اسلام مردم صاحبِ حکومت اند. همه چیز متعلق به مردم است. همه ی حق مالِ مردم است . این سیاست ماست.» گاهی اوقات این تغییر عبارات لازم است. امروز معنای "خادم" انگار دست خوشِ تغییر و تحولِ زبانی شده است . یعنی وقتی مسؤولی می گوید:«من خادمِ مردم هستم!» ما در معنای خادم که طبیعتاً باید رابطه ای دال و مدلولی داشته باشد با عملِ آن مسؤول شک می کنیم و «من خادمِ مردم هستم» را معادل می گیریم با« من مسؤول مردم هستم.» این تغییرِ عبارت هرازگاهی برای عباراتِ دست مالی شده لازم است. مردمی که این گرما را تحمل کردند، به گمانم مزدشان را فقط با شنیدنِ همین عبارت گرفته اند.« مسؤولان نوکرِ مردم اند»
گزیده ای از کتاب سیستان نوشته امیرخانی
سفرنامه رهبری به سیستان و بلوچستان وسخنرانی در چابهار

يک روز نمادين که طي آن، اقشار مختلف جامعه براي دستگيري از همنوع خود، هر آنچه از دستش بر مي آيد، انجام مي دهد.از کمک هاي هزار توماني گرفته تا ميليوني، فقط با نيت کمک به محرومان و ديگر هيچ...
متاسفانه ............
الحمد لله ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابىالقاسم محمّد و ءاله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما بقيّةالله فى الأرضين.....
مرحوم حاج ميرزا جواد آقاى ملكى تبريزى - عارف معروف و مشهور و فقيه بزرگوار - در كتاب شريف »المراقبات«شان ميفرمايند: روزه يك هديهى الهى است كه خداى متعال اين را به بندگان خود و به مؤمنين هديه كرده است.
تعبير ايشان اين است كه: »الصّوم ليس تكليفا بل تشريف«؛ روزه را به چشم يك تكليف نگاه نكنيد؛ به شكل يك تشريف و تكريم نگاه كنيد، كه »يوجب شكرا بحسبه«؛ اين توجه به فريضهى روزه - كه تكريم الهى نسبت به بندگان است - خودش مستوجب شكر است؛ بايد خدا را سپاسگزارى كرد....
مهمترین خاصیتی که ایشان ميگويند اين گرسنگى و تشنگى يك صفائى به دل ميبخشد كه اين صفاى قلبى زمينه را فراهم ميكند براى تفكر، كه »تفكّر ساعة خير من عبادة سنة«.(1) اين تفكر از نوع تفكرِ مراجعهى به باطن و روح و دل انسان است كه حقايق را روشن ميكند و باب حكمت را بر روى انسان ميگشايد. از اين بايد استفاده كرد.
دربارهى عمر فكر كنيم. عمر سرمايهى اصلى هر انسانى است. همهى خيرات به وسيلهى عمر - همين ساعات زودگذر - به دست مىآيد؛ اين سرمايه است كه ميتواند سعادت ابدى و بهشت جاودان را براى انسان تدارك ببيند. دربارهى اين عمر فكر كنيم. گذر عمر را ببينيم. ناپايدارى ساعات زندگى و روزها و شبهاى اوقات عمر را احساس كنيم. به اين گذر زمان توجه كنيم؛ »عمر، برف است و آفتاب تموز«. لحظه به لحظه از اين سرمايه دارد كاسته ميشود؛ و اين در حالى است كه اين سرمايه، همه چيز ماست براى كسب سعادت اخروى؛ چه جورى مصرفش ميكنيم، در كجا مصرفش ميكنيم، در چه راهى آن را خرج ميكنيم؟
تفكر در باب مرگ، عبور از اين عالم، لحظهى خروج روح از بدن و ملاقات جناب ملكالموت؛ اين لحظه براى همهى ما پيش مىآيد؛ »كلّ نفس ذائقة الموت«؛(2) همه، اين را ميچشيم. حالِ ما در آن لحظه چگونه است؟ دل ما در آن لحظه در چه حال است؟ اينها نكاتى است كه در خور تدبر و تأمل است. فكر در اين زمينهها، از جملهى تفكر لازم و اساسى و ضرورى است.
يك زمينهى ديگر براى تفكر، همين دعاهاست. مضامينى كه در دعاهاى مأثور هست، فوقالعاده است. ...
ادامه مطلب...
آزادی
ای آزادی من از ستم بیزارم از بند بزارم از زنجیر بیزارم از حکومت بیزارم از باید بیزارم از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بیزارم….
ای آزادی چه زندانها برایت کشیده ام و چه زندانها برایت خواهم کشید چه شکنجه ها تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد. اما خود را بعت استبداد نخواهم فروخت. من پرورده آزادی ام استادم علی است. مرد بی بیم و بی ضعف و پر صبر و پیشوایم مصدق مردی که هفتاد سال برای آزادی نالید.

فرهنگ در اندیشه امام (ره) و رهبری به بیان محمد صادق کوشکی
نگاه رهبری به فرهنگ همسو با نگاه امام (ره) به این مغوله است . ![]()
ایشان فرهنگ را کیفیت درست زندگی کردن نامیدن و این که فرهنگ مجموعه از هنرها تصور می شود را اشتباه دانستند و اذعان داشتند فرهنگ و تفکر امروزه مظلومترین ها در جامعه به حساب میرود .
امام (ره) : فرهنگ مبدأ سعادت و شقاوت هر جامعه ای می باشد
مقام معظم رهبری : فرهنگ یک ملت است که باعث می شود توان مندی و اقتدار این ملت در جهت حیات و رشد و خدمت به بشریت باشد یا در جهت انحطاط بشریت
ویژگی های فرهنگ در اندیشه امام :
1. فرهنگ باید توسط خود ملت درک شود و ملت آن را به عنوان یک اصل بپذیرد و اجرایی کند . دین و آئین همان چگونه زیستن است و دین معنای واقعی فرهنگ به شمار می رود . و امروزه ما هیچ راهکاری به جزء زندگی دینی سالم .با تمام شرایط دینی نمیتوانیم داشته باشیم که به واسطه آن جامعه را به رشد فرهنگی برسانیم . جنس کار فرهنگی باید دینی باشد و وقتی کاری انجام میشود باید کاملاً مطابق دین باشد تا هم فرهنگی انجام پذیرد و هم تأثیر گذار باشد .
2. هویت ملت و یا به معنای عینی تر بودن یا نبودن ماتی بسته به فرهنگ آن ملت است ملتی میتواند بماند که تکلیفش با فرهنگش روشن باشد ( در حمله مغول ما به واسطه فرهنگ غنی ای که داشتیم توانستیم علاوه بر مغلوب بودن شکست نخوریم) ومتأسفانه امروزه میشود گفت که ما تکلیفمان با فرهنگمان روشن نیست . از جهتی غرب بسته کامل با جزئیات زندگی در اختیار ما قرار داده و ازجهتی .ما دینی داریم که متأسفانه در اجرای صحیح و دقیق آن ناتوانیم و آن را فقط در کتب تجربه کردیم و جرأت اجرای آن را نداریم و این سر در گمی خطرناک است .
3. نظم ,حوصله , صبر , تدریج (کار فرهنگی در دراز مدت جواب میدهد نمیشود کاری کرد و اگر بلافاصله جواب نداد ناامید شد و دست از کار کشید کار فرهنگی به این معنا نیست برای این کار باید حوصله به خرج داد )
به امید این که بتوانیم با استفاده از نیروهای زبده و نخبه فرهنگی جامعه را به رشد برسانیم .



